زندگی نامه هیرو های دوتا 2

داستان هیروی Magnus

مقدمه:

شاید یکی از قدرتمندترین موجوداتی که در بین شیاطین وجود دارد.

مگنوس را میتوان به عنوان یک منبع انرژی خالص تصور کرد.

او از بچگی تمرین داده شده و حالا در ستیغ قدرت خود قرار دارد.

او با تبر بزرگش دشمنانش را به اطراف پرتاب کرده و حتی با امواجی از انرژی استخوانهای آنها را خرد میکند.

مجددا قدرت خود را با یک جادوی شیطانی افزایش میدهد.

بزرگترین قدرت او، که همه از آن هراس دارند، ساختن یک میدان قدرتمند مغناطیسی است که دشمنان را به یکجا میکشد تا با مرگ روبرو شوند.

داستان هیرو:

آهنگران کوه یوئرلاک بر این اعتقاد هستند بهترین آلیاژ برای ساخت وسایل جنگی شاخ یک مگنوسورس است.

و در بین تمامی این شاخ ها، بزرگ ترین و تیزترین شاخ متعلق به حیوانی به نام مگنوس می باشد.

برای نیمه از یک قرن، مگنوس از هم نوعان خود در برابر شکارچیان شاخ های این موجودات دفاع کرد.

هر دفعه او به سم و شاخ آغشته به خون به محل زندگی خود باز می گشت تا اینکه رییس قبیله او را قانع کرد تا به سمت شمال و پشت کوه ها محلی برای زندگی خود پیدا کنند.

اما مگنوس این تصمیم آن ها را به تمسخر گرفت زیرا هیچ گاه در برابر شکارچیان و محافظت از مردمش شکست نخورده بود.

او تصمیم خود را گرفت که نژاد مگنوساری در محل زندگی خود باقی بمانند.

اما وقتی کوه یوئرلاک شروع به فوران ناگهانی کرد نیمه از مردم او در آتش و گدازه های آتش فشانی مردند و مگنوس بلاخره تصمیم خود را تغییر داد.

بازماندگان به سمت شمال حرکت کردند و ناگهان به یک بن بست که توسط صد شکارچی مسلح به شمشیر و تیر و کمان برخورد کردند.

مگنوس انتظاری دیگری از انسان ها نداشت.

او رهبری خواهران و برادران جنگجو خود را بر عهده گرفت و در خط مقدم نبرد با شکارچیان قرار گرفت و پیران، مادران و بچه ها به قسمت دره کوه فرار کردند.

اساتید بزرگ نظرات متفاوتی درباره اینکه چه اتفاقی در آنجا افتاد دارند.

برخی می گویند مگنوس دوباره پیش هم نوعان خود بازگشت.

برخی نیز می گویند مگنوس زخم های کاری برداشت و بعد از آن مرد.

هیچ کدام از این ها درست نیست.

مگنوس قسم خورد که دوباره هم نوعان خود را متحد کند.

اما بعد از اینکه کسانی که باعث فوران کوه شدند و تماشاگر کشته شدن هم نوعان او بودند را پیدا و آنها را به وسیله شاخ خود نابود کند.

نام هیرو : Magnus, the Magnoceros
شعار هیرو : “No, I blame no one who covets my horn. But to desire more than sight of it is a guarantee of death.”

مطالب مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *